محمد عمادمحمد عماد، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

محمـــــــــــــــــد عماد

ورود به ماه هفتم ...ماه اعصاب

سلام ماه کوچولوی من ...با تاخیر عیدت مبارک پسر گلم عید غدیر بر همه تون مبارک .... روزهای انتظار منو پسرکم دو رقمی شده خدا رو شکرررر ...الان دارم ثانیه ها رو میشمرم ..از طرفی هم نگرانم ...ناراحتم که این روزا داره مثل برق وباد می گذره وتجربه شیرین من به پایان میرسه نمیدونم یه بار دیگه این روزای قشنگ رو تجربه خواهم کرد یا نه ؟در هر حال راضیم به رضایش ...این روزا ورد زبونم دعا برای مادرای منتظره ...اونایی که میدونم چی میکشن ...خدا یا خودت کمکشون کن . گاهی اوقات نگرانی بهم اجازه نمیده که از این روزها لذت ببرم ...توی اون لحظه فقط وقتی ارووم میشم که همه چی رو به خدا می سپرم .. قلبم آرروم می گیره ...گاهی این نگرانی تا ساعتها منو مشغول خودش ...
23 دی 1391

14 نبض زندگی ما

سلام ماه کوچولوی دوست داشتنی من! تقدیم یه تو که حالا ضربان قلبت نبض زندگی ما رو تو دست خودش گرفته ... تو بخواب من تمام شب های با تو بودن راباید بیدار باشم ...هر شب هزاران بوشه نذرت کرده ام ....من میبوسمت خدا می شمارد ...یک ؛دو ؛سه .... همه زندگی من! بالاخره دیروز همزمان با سوم شعبان ومیلاد با سعادت امام حسین (ع)ضربان قلبت رو دیدم وخدارو هزار بار شکر کردم بابت این نعمتش وقتی روی تخت سونو گرافی دراز کشیدم تموم تنم از شدت استرس می لرزید ....هم خوشحال بودم وهم نگران ....دکترم در کمال آرامش سونو رو انجام داد وقتی گفت تصویر یک جنین با ضربان منظم انگار تموم خستگی های این مدت با هم از تنم بیرون رفت ...در اون لحظه برای همه دوستان منتظرم د...
22 دی 1391

27...نهمین ماه انتظار

صدای پاش داره میاد ..... وارد نهمین ماه انتظار شدیم ..دیگه داره روزهای یکی بودنمون تموم میشه وماه من میاد تو بغلم ..خوشحالم که کمتر از یک ماه دیگه بغلت میکنم وناراحتم که این روزها داره به سرعت میگذره ... پسرکم با تموم مجود عاشقتم ومنتظر لمس بدن نازت ... تکونات خیلی واقعی شدن ..الان حس میکنم این ضربه ای که بهم زده میشه از طرف یه پسر دوست داشتنیه که داره کم کم قدرتشو به رخم میکشه ....قربون حرکاتت ... خیلی حرف داشتم برات ...فقط یه جمله ش یادم میاد ... سخت مشتاق دیدن روی ماهت هستم عزیز دلمم
16 دی 1391

6

امید به جلو می نگرد در حالیکه ایمان باور دارد که پیشاپیش دریافت کرده است ومتناسب با ان عمل میکند ..... این هدیه خاله لاله است به ماه کوچولو از همایش حضرت علی اصغر (ع) هدیه مامانی به ماه کوچولوش اینم اولین خرید بابایی برای ماه کوچولوش هدیه مامانی برای ماه کوچولو ...
25 آذر 1391

10

اینا هم خریدای فروردین ماه بود که با تاخیر انجام شد ...ماه کوچولوی من منتظرم دلنوشته :این روزها حال جسمی خوبی ندارم به خاطر مصرف قرص hdشبا حالت تهوع شدید دارم طوری که نمیتونم بشینم فقط باید افقی باشم ....خیلی اذیتم میکنه ....یه عالمه هم کار دارم که باید انجام بدم ...صبح ها که سرکارم ....عصر ها هم افقی ....پس کی میخواد مقاله هامو بنویسه؟کلی گزارش کار مونده رو دستم ... *این هفته مدرک تحصیلی مو گرفتم ورسما کارشناسی ارشد شدم خدای خوبم شکر میکنم تورا به خاطر همه نعمت هایی که به من دادی ....من روسیاه رو ببخش به خاطر همه ناشکری ها وبی صبری هایم .... ...
25 آذر 1391

26.ورود به ماه هشتم ...

سلام ماه کوچولوی عزیزم ...تویی که الان جزئی از وجودم شده ای ... هفته 31 بارداری هم تموم شد و...پر از احساس های متناقض شدم این روزها نمیدونم چه جوری منظورمو بگم که قابل درک باشه ...دوران زیبایی رو تجربه میکنم که برام سراسر رمز ورازه گاهی فوق العاده سخت ودر همین زمان بسیار شیرین ...احساس سنگینی می کنم ...نشتن وبرخاستن ...خوابیدن مشکل شده ...ودر عین حال حس خوبی به من میده این اوضاع.... گاهی تکونای پسرک حسابی دردناکه وهمون لحظه حس میکنم همیشه همین طور بوده واین اتفاق جدیدی نیست که برام عجیب باشه ...انگار این تکونا همزاد خودم هستند ... میدونم که خیلی دلم برای این روزا تنگ میشه ودلم میخواد هر روز به اندازه یک سال برام کش بیاد ..وهمی...
17 آذر 1391

25ماه محرم با ماه کوچولو ...

سلام ماه کوچولوی مهربون من سلام دوستان گلم امسال ماه محرم برام حال وهوای عجیبی داشت ...با خیال راحت رفتم عزاداری ...درسته بازم حرف وحدیث زیاد بود ولی قابل تحمل بود ...ماه کوچولوی 29 هفته ای منم توی مراسم عزای امام حسین شرکت کرد ...شب اولی که رفتیم مراسم چون صدای بلندگو ها زیادی بلند بود کلی بی تابی می کرد ووول میخورد ولی از شبای بعدی دیگه عادت کرده بود ... پارسال روز هفتم محرم جوابم منفی شد که تقریبا با همایش شیرخوارگان مصادف بود ...نتونستم برم همایش ولی با تلویزیون همراهی کردم حسابی دلم شکست ..کلی گریه کردم ونذر کردم اگه سال دیگه نی نی دار شدم شیر نذر کردم امسال نذرمو ادا کردم نتونستم بازم همایش شیرخوارگان رو برم چون ترسیدم از ش...
9 آذر 1391

ماه کوچولو به روایت تصویر

بی بی چک د وسه روز بعد آزمایش بود ... اینجا ماه کوچولو 12 هفته و3 روز داشته ...برای اولین بار صدای قلبش رو شنیدم ...زیبا ترین آهنگ دنیا اینجا ماه کوچولو 12 هفته و6 روز داشته ...مال اون استرسیه که بخیر گذشت ..پستش رو قبلا گذاشتم بدون شرح ....ماه کوچولو 18 هفته کامل .... ...
30 مهر 1391

22ورود به ماه ششم

ماه کوچولوی من سلام سلام پسرکم .....عشقم .........امیدم ...........همه زندگیم ... 5 ماه از از با هم بودنمون گذشته و شمارش معکوس برای دیدن روی ماهت برای من شروع شده ...روزهایی که گاه پر از نگرانی بود واسترس ولحظاتی هم سرشار از شادی وامید .....خوشحالم که هستی منتظر بوئیدن عطر تنت هستم وبی صبرانه روزها رو میشمرم پسرکم ... 10 سال منتظر دیدن نگاهت بوده ام پس به اندازه همه زندگیم چشمانم برق چشمانت را می طلبد ... 10 سال منتظر لمس دستان کوچکت بوده ام پس به اندازه بودنم دستان ظریفت را گرما بخش دستانم کن 10 سال منتظر شنیدن خنده های قشنگت بوده ام وهر از گاهی لبخندی تلخ بر لب داشته ام به امید داشتنت ....پس تموم عمرم خنده های عمیقت ر...
17 مهر 1391