محمد عمادمحمد عماد، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

محمـــــــــــــــــد عماد

17رمضان مبارک .

برای من رمضان یعنی ربنای شجریان ...اذان موذن زاده اردبیلی ...اسماءالحسنای قشنگی که قبل اذان پخش میشه ومتاسفانه نمیدونم کدوم بزرگوار به این زیبایی خونده ...دعای سحررر....سفره افطاری ساده ....رادیوی کیفی پدر بزرگ که دیگه سالهاست روشن نشده ....همیشه ماه رمضون یه حس وحال دیگه داشتم خیلی دوست داشتم ودارم این حال وهوارو .... امسال که نمیتونم روزه بگیرم سحر بیدار میشم وهمراه همسری سحری میخورم دوست دارم نی نی هم ماه رمضون رو دوست داشته باشه .... هر شب وقت افطار همسری میگه برای دوستات دعا میکنی؟ منم با بغض سرمو تکون میدم که :آره درسته این روزا حال خوشی ندارم وحالت تهوع وبی حالی شدیدامنوو محدود کرده ولی عاشق سحری درست کردن هستم ... 28...
5 مرداد 1391

16سالگرد ازدواج

زن بودن تنها چهره ی زیبا نیست ....تنها همسر بودن ودلربایی نیست ....زن بودن تنها مادر بودن نیست بلکه حس بلند مادرانه وعاشقانه ایست که خداوند در وجود تو به ودیعه نهاده تا بشریت را مسحور خود کنی ... ماه کوچولوی عزیزم سلام ...قربونت برم همه زندگی من .... عزیز دلم مونس همه لحظاتم ...اومدم بهت بگم که امشب سالگرد ازدواج منو باباییه ...دهمین سالگرد ازدواج ....من خیلی خوشحالم ...چون تو عزیز دلم پیشمی ....وجودمی ....پاره تنم عاشقتم ... همین این ده سال گذشت والان عشق با تو بودن رنج همه اون سالها رو از تنم بیرون میکنه ... ماه کوچولوی من بابایی خوبی داری صبور ومهربون ...وقتی ببینیش می فهمی چی میگم در گوشی هم بهت بگم امشب بابایی برات یه لال...
20 تير 1391

12

سلام دوستان گلم اومدم خوش ترین خبر زندگیم رو بهتون بدم اینکه بالاخره منم مامان شدم این پست رو بعدا کامل میکنم فعلا ...
20 خرداد 1391

11

خدایا سه چیز مرا باز می دارد از این که خواسته یخود را با تو در میان گذارم ،ویک چیز مرا بر آن وا می دارد . فرمانی که داده ای ومن در ،عمل به آن کندی کرده ام کاری که مرا از آن باز داشته ای ومن به انجام دادن ان شتاب ورزیده ام ،نعمتی که به من ارزانی داشته ای ومن در سپاس آن کوتاهی نموده ام ،سه چیزی هستند که مرا باز می دارند .اما بخشش ونیکی بسیار تو به کسی که روی به در گاهت آوَرد وبا خوش بینی به سوی تو آید ،مرا به گفتن خواسته ام بر می انگیزد ؛چرا که هر احسان تو از سر تفضل است وهر نعمت تو بی سابقه استحقاق . اینک ای معبود من ،این منم که بر درگاه عزّت همچون بنده ای فرمانبردار وخوار ایستاده ام ،وهمچون بینایی عیالدوار ،شرمسارانه دست خواه...
28 ارديبهشت 1391

9

سلام ماه کوچولویممممممممممممممممم خوبی؟اومدم یه خبر خوش بهت بدممممممممممممم اینه که دیشب عقد کنون خاله "س" بود هر چند من نتونستم برم چون راه خیلی دور بود وشرایط فراهم نبود برای رفتن ولی خوب به خاطر عزیز دلم بازم تحمل میکنم .... ماه من ...نفس من ...دوست دارم بدونی که من به خاطر تو همه مدل سختی رو تحمل میکنم شاید از گذشته ها هم برات بنویسم واینکه تا الان چی کشیدم ولی فعلا نمیخوام بنویسم ....میخوام اینجا فقط امید باشه وخوشحالی ....اولین خبر خوش رو هم امروز نوشتم امیدوارم همیشه موج شادی باشه اینجا ... درمانمون هم که فعلا ادامه داره ودارم HDمیخورم تا دهم اردیبهشت که باز برم برای ادامه درمان پیش دکترم توکلم بر خداست ....امیدوارم که...
2 ارديبهشت 1391

5

ماه کوچولوی من سلام فرشته نازنینم بازم اومدم پیشت روزهای پایانی سال 90 رو داریم سپری میکنیم همیشه اسفند ماه برام یه مدلی بوده نمیدونم بگم خوب یا بد بوده بیست وسوم اسفند روزیه که دو تا از عزیز ترین هام رفتن پیش خدا ...امسال تنهایی توی شهر غریب این روز برام جور دیگه ای بود ....بگذریم هفته پیش توی محل کار یه همکار مهربون دارم که خدا خیلی معجزه آسا نی نی دار شده .برای تولد یک سالگی دومین نی نی اش نهار دعوتمون کرده بود خیلی خوش گذشت .همون خانومی بهم میگه اگه به یه شهید متوسل بشی خیلی زود حاجت می گیری !چرا من اینقدر غافل بودم؟ وامسال درست روز 23 اسفند متوسل شدم وخواستم که تو ماه من رو بهم برسونه ... خدایا میشه 23 اسفند 91 ماه من ...
26 اسفند 1390

4

ماه کوچولوی من سلام ... ایشالله به زودی خدای مهربون ماه کوچولوی منو همه مامانی منتظر رو بیاره از آسمون ومهمون قلب همه مون بکنه الهی آمین .. ماه کوچولوی عزیزم داریم همه تلاشمونو میکنیم تا تو بیای دیروز رفتیم برای تزریق لنفوسیت ساعت چهار ونیم عصر بیمارستان بودیم تا ساعت نه ونیم کارمون طول کشید قبلش یه ذره با بابایی غر غر کردیم به همدیگه ولی مهم نیست دکترم خیلی مهربونه منو دید چون چشمام از شدت خستگی سرخ شده بود پرسید گریه کردی؟ منم خندیدیم گفته نه آقای دکتر الان سرحالم آخه پارسال که میرفتم پیشش همیشه میگفت اینقدر غصه نخور امیدوار باش توکل کن به خدا ومن امسال تازه به حرف دکترم ایمان اوردم ! خلاصه تزریق انجام شد قبلش یه ...
22 اسفند 1390